الملا فتح الله الكاشاني
207
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
تفريق نميكرد ميان دو مرد كه اقتتال يا اختصام مىنمودند مگر بر وجهى كه اصلح بود مر آنها را و از ايشان جدا نميشد تا آنكه از هم مفارقت ميكردند و نميشنود سخنى را از كسى كه نيكو مينمود مگر آنكه از تفسير آن سؤال ميكرد از آنكه آن را از او فرا گرفته و بسيار مجالست مىكرد با فقها و علما و تفتيش قضات و ملوك و سلاطين مينمود پس آن گاه گريه ميكرد براى قضات به جهت آنچه به آن مبتلا و ممتحن شدهاند و رحمت ميفرستاد بر ملوك و سلاطين و استغفار مىنمود براى ايشان به جهت مغرور شدن ايشان به خدا و ياد ميگرفت آنچه نفس او به آن بر شيطان غالب مىشد و با هواى خود مجاهده ميكرد و از سلطان محترز ميبود و بتفكر و عبر نفس خود را مغلوب ميساخت و شروع نميكرد مگر در آنچه نفع ميرسانيد او را و نظر نميكرد مگر در آنچه اعانت او مىنمود پس به جهت اين صفات حسنه و خصال پسنديده حقتعالى ابواب وجوه حكم بر او مفتوح ساخت و قصهء وى در قرآن مجيد ياد فرمود و گفت كه ما لقمان را حكمت داديم و گفتيم او را * ( أَنِ اشْكُرْ لِلَّه ) * آنكه شكر گوى خداى را بر نعمتى كه به تو كرامت فرموديم و از جملهء ان حكمت است اين ان مفسره است چه ايتاى نعمت در معنى قولست و زجاج گفته كه لام علت مقدر است در آن و تقدير اين است كه لان اشكر بمعنى لان يشكر اللَّه است يعنى حكمت داديم به او به جهت آنكه شكر كند خداى را * ( مَنْ يَشْكُرْ ) * و هر كه شكر كند خداى را * ( فَإِنَّما يَشْكُرُ ) * جز اين نيست كه شكر مىكند * ( لِنَفْسِه ) * براى خود چه نفع شكر كه دوام و مزيد نعمت است و استحقاق مثوبة در آخرت به او ميرسد * ( وَمَنْ كَفَرَ ) * و هر كه ناسپاسى كند بر نعمت * ( فَإِنَّ اللَّه ) * پس بدرستى كه خداى * ( غَنِيٌّ ) * بىنياز است از شكر كسى * ( حَمِيدٌ ) * سزاوار حمد است و اگر چه كسى حمد او نگويد يا محمود است كه همهء كاينات بلسان حال حامد ويند * ( وَإِذْ قالَ لُقْمانُ ) * و ياد كن اى محمد صلَّى اللَّه عليه و آله چون گفت لقمان * ( لِابْنِه ) * مر پسر خود را انعم و گفتهاند كه نام او ماثان يا ثاران يا شكور بوده يا اسلم و تواند بود كه ظرف متعلق به ابنتا باشد نه با ذكر مقدر يعنى داديم او را حكمت در وقتى كه گفت مر پسر خود را و قوله * ( وَهُوَ يَعِظُه ) * حال است از ضمير قال يعنى گفت لقمان بپسر خود در حالتى كه او پند ميداد او را به اين وجه كه * ( يا بُنَيَّ ) * اى پسرك من تصغير براى شفقت و مرحمت است * ( لا تُشْرِكْ بِاللَّه ) * يعنى شرك مياور به خدا * ( إِنَّ الشِّرْكَ ) * بدرستى كه شرك آوردن * ( لَظُلْمٌ عَظِيمٌ ) * هر آينه ستم بزرگست و بسيار از طريق حق در گذشتن چه آن تسويه است ميان آن كسى